close
متخصص ارتودنسی

حکومت الهی، دقیق و عاقلانه

حکومت الهی، دقیق و عاقلانه
یکشنبه 25 آذر 1397

جدید ترین ها


حکومت الهی، دقیق و عاقلانه

حکومت الهی، دقیق و عاقلانه

خلافت ابوبکر از اولین روزهای شروع مواجه شد با ارتداد اعراب. ارتداد کسانی که ادای زکات را نوعی باج به مدینه تلقی می کردند و از به جا آوردن نماز و خاکساری و ستایشگری‌ای که در آن نسبت به الله و رسول می شد، ابا داشتند و ظاهراً این هر دو کار – زکات و نماز – را برای خویش نوعی ذلت و به هر حال هردو را خلاف مقتضای مروت عربی خویش می شمردند. ظهور و قوت مدعیان نبوت هم که مخصوصاً از اواخر حیات پیغمبر عربستان را برآشفته بود، تکیه گاه این مرتدان شد. بعضی از این مرتدان نزد خلیفه پیغام فرستادند که نماز می خوانند اما زکات نمی دهند. بعضی دیگر گرد مدعیان نبوت فراز آمدند و از آیین محمد بیرون شدند. بدین گونه در فتنه اهل ردّه – که مدینه و خلافت را تهدید می کرد – هم دواعی دینی در کار بود هم اغراض سیاسی. اما مدینه در حقیقت مرکز خلافتی بود که حکومت و سیاستش هم بر دین و احکام خدا مبتنی بود. از این رو هرگونه مخالفتی که با آن می شد ناچار جنبه دینی نیز داشت.

مقارن اوایل خلافت ابوبکر در شش جا این اهل ردّه در مقابل مدینه صف آرایی کردند(۱) از آن جمله در چهار جای کسانی که در راس مرتدان بودند خود دعوی نبوت داشتند: اسود عنسی در یمن، مسلمة بن حبیب در یمامه، سجاح بنت حارث در بین تمیم و طلیحة بن خویلد در بین اسد و غطفان. جاهای دیگر هم اهل رده اگر چه برای اسلام مدعی تازه‌ای نتراشیدند لیکن از پرداخت زکات و از قبول کسانی که از مدینه جهت «جبایت» آن فرستاده می شدند خودداری کردند. سرکشی در برابر قدرت مدینه در واقع از اواخر عهد حیات پیغمبر شروع شده بود لیکن با وفات پیغمبر این روح عصیان تقریبا در سراسر عربستان مجال جلوه یافت. بدین گونه ابوبکر در آغازخلافت از همه سوی با فتنه و عصیان مواجه شد. بسیاری از مسلمانان در آن روزها نگرانی و نومیدی خود را نشان می دادند، اما خلیفه با وجود دشواریها که در پیش داشت خود را نباخت و خونسردی و آرامش خویش را از دست نداد. با آن که حتی مدینه در معرض تجاوز و غارت بود، وی بی تردید و تزلزل اسامة بن زید را به شام روانه کرد. در روزهایی که عمده لشکریان اسلام همراه این اسامه و برای اجرای آخرین دستور پیغمبر به سوی شام رفته بود مدینه مورد تهدید طوایف غطفان و اسد شد، اما خلیفه پیر از دشواری موقع نیندیشید و غطفان و اسد را که در صدد هجوم به مدینه و نزدیک مدینه بودند در ذو القصه مغلوب کرد. بعد از بازگشت لشکر اسامه هم در دفع اهل رده به جدّ اهتمام نمود. بعضی مشاورانش مصلحت چنان می دیدند که به خاطر زکاة با اعراب جنگ نکند اما او نپذیرفت و گفت اگر حتی از آنچه در زمان پیغمبر می داده اند زانوبند شتری کم کنند برای گرفتن آن با آنها جنگ خواهم کرد. سردار او خالد بن ولید – که پیغمبر هم وقتی او را سیف اللّه خوانده بود – در دفع اهل رده خدمات درخشانی کرد. هم طلیحه مغلوب شد هم سجاح متواری. مسیلمه نیز در طی جنگی خونین کشته شد و بعد از زد و خوردها و کشتارهای سخت باز در جزیرة العرب وحدت و صلح استقراری یافت و در دنبال تعقیب اهل رده خالد آهنگ عراق کرد و پس از غارت عراق راه شام را پیش گرفت. خشونتی که ابوبکر در دفع فتنه اهل رده نشان داد اعراب را متوجه کرد که اسلام دیگر راه بازگشت به عهد جاهلی را بر آنها فرو بسته است. ابوبکر هم به محض فرو نشاندن فتنه مرتدان برای آن که این نیروی پر جوش و خروش که اسلام آن را متحد و یکپارچه کرده بود بیحرکت نماند و عاطل و ضایع نشود، یاران را – به عنوان بسط فتوحات و نشر دعوت اسلام به جانب عراق و شام روانه کرد و این کاری بود که ابوبکر آن را به پایان نبرد و بعد از دو سال و چند ماه خلافت وفات یافت (جمادی الاخره سنه ۱۳ هجرت). اما جانشین اوعمر بن خطاب کار او را دنبال کرد.

این خلیفه ثانی بعد از ابوبکر و در واقع به حکم وصیت او به خلافت رسید. مقارن آغاز خلافت او در شام فتح یرموک روی داد و در عراق و سواد نیز خالد کر و فری کرد. در طی چهار سال بعد شام و فلسطین از دست رومیها گرفته شد و خلیفه خود به بیت المقدس در آمد و سادگی و مهابت او مورد تحسین و توجه نصاری گشت. اما فتح قادسیه که منتهی به سقوط مدائن شد بر دست سردار وی سعد بن ابی وقاص انجام شد و در دنبال آن با جنگ جلولا و نهاوند فتح ایران تقریبا خاتمه یافت. مصر هم در دوره خلافت وی به دست عمرو بن عاص فتح شد. در دنبال این فتوح نیز غنایم و اسرای بسیار به مدینه آمد و لشکریان اسلام بصره و کوفه را در عراق و فسطاط را در مصر قرارگاه خویش ساختند و دیری نگذشت که این هر سه جا شهرهایی بالنسبه مهم شد.

دوره خلافت عمر (۲۳ – ۱۳) که روی هم رفته ده سالی طول کشید نه فقط دوره طلایی فتوح اسلام بلکه نیز روزگار ایجاد بسیاری از رسوم و ترتیبات راجع به حکومت و سیاست اسلامی بود. چنان که مقررات و ترتیبات راجع به اهل ذمّه در دوران خلافت وی و براساس حکم قرآن و دستور پیغمبر نهاده شد. همچنین وضع اساس دیوان و تعیین مبلغی که از بیت المال به هر کس از مسلمانان داده می شد، یادگار عهد خلافت اوست. نیز ایجاد پایگاه های نظامی که بعدها به نام امصار اسلامی خوانده شد – کوفه، بصره وفسطاط – و هم تاسیس تاریخ، و تعیین هجرت پیغمبر جهت مبدا تاریخ مسلمانان ازکارهای اوست. بدین گونه در مدتی کمتر از سیزده سال که از وفات پیغمبر می گذشت اسلام که با رحلت محمد صلىٰ الله علیه وسلم در خطر نابودی بود، نه فقط خود از خطر جست بلکه برای دشمنان خود خطری بزرگ شد و نه تنها سرتاسر جزیرة العرب را تسخیر کرد، بلکه هم شام و مصر را از دست امپراطور روم بیرون آورد، هم تقریبا سراسر ایران را فتح کرد. اما مرگ بی‌هنگام خلیفه که بر دست یک اسیر ایرانی – نامش فیروز و مشهور به ابو لؤلؤ – کشته شد، دشواریهای تازه‌ای پیش آورد. خاصه که جانشین او عثمان بن عفان نیز که در یک شورای پنج شش نفری به خلافت انتخاب شده بود، نتوانست سیرت این دو شیخ – ابوبکر و عمر – را دنبال کند و این امر سبب بروز نارضایی ها در بین مسلمین شد.

سیرت شیخین – بر حسب روایات عامه – نمونه‌ای شمرده شد از یک حکومت الهی، دقیق و عاقلانه: دور از میل و هوی و دور از جانبداری و تعصب. ابوبکر از همان اول کار از مردم خواست که در کار خلافت اگر وی به راه راست می رود او را یاری کنند و اگر به کژی می گراید به راه راست بازش آورند. شیوه‌ای هم که در تمام مدت خلافت خویش ورزید، پیروی بود از آنچه سنت پیغمبر خوانده می شد. در ایام حیات پیغمبر وی در سنح – جایی در بیرون مدینه – خانه‌ای محقر داشت، وقتی هم خلیفه شد تا شش ماه همچنان در آن خانه می زیست. هر روز پیاده – و گاه سواره به شهر می آمد، به کار مردم رسیدگی می کرد، مراسم نماز را بجای می آورد، به بازارمی رفت و خرید و فروخت می کرد و شب هنگام به سنح باز می گشت. در سنح پیش از خلافت، شتران و گوسفندان اهل محله را می دوشید. وقتی خلیفه شد از کوچه که می گذشت، کنیزکی گفت: ابوبکر دیگر برای ما شیر نخواهد دوشید. خلیفه برگشت وگفت به جان خودم که باز برای شما شیر خواهم دوشید و امید آن دارم که از این پس کاری که بر دست گرفته ام مرا از آنچه پیش از آن بدان مشغول بوده ام، باز ندارد. با این همه ادامه اقامت سنح با کثرت مشغله‌ای که برایش پیش آمد، ممکن نشد؛ چند ماه بعد هم سنح را رها کرد و هم از تجارت دست کشید. به شهر آمد و با مقرری سالیانه‌ای که از بیت المال می گرفت، معیشت کرد و تا پایان عمر هم در مدینه ماند. اما درهنگام وفات وصیت کرد تا پاره‌ای زمین را که از آن وی بوده بفروشند و بجای آنچه در مدت خلافت گرفته بود به بیت المال پس دهند. در پایان حیات غیر از غلامی که اورا خدمت می کرد، از مال دنیا شتری داشت که از شیر آن می خورد و قطیفه‌ای که پنج درهم بیش نمی ارزید. ابوبکر در بستر مرگ وصیت کرد که آن هر سه را نیزبه خلیفه‌ای که بعد از وی به خلافت می نشیند بدهند.

می گویند وقتی اینها را نزد عمربردند، بگریست و گفت: خدای ابوبکر را بیامرزاد، کسی را که بعد از وی آمد به تعب انداخت. اما عمر بن خطاب هم که بعد از وی آمد، مانند او کار خلافت را سخت به جد گرفت. مثل ابوبکر ساده و فروتن بود و هم مثل او از شادخواری و آسایش طلبی می گریخت. جبه پشمین او غالبا از چرم پینه داشت و پای افزارش پاره چوبی بود که تسمه‌ای بدان بسته بود. در غذا چندان قناعت داشت که هیچکس دوست نداشت یک لقمه از طعام خاص او بخورد. جامه‌ای را که بر تن داشت تا سوده و فرسوده نمی شد، نمی کند و به جای آن چیز دیگر نمی پوشید. با این همه تندخوی و سختگیر بود و در رسیدگی به کار عامه مبالغه‌ای به حد افراط می ورزید (۲). روزها با تازیانه‌ای که دردست داشت در کوی و بازار می گشت و هر جا پیش او شکایت می آوردند همان جا می ایستاد و رسیدگی می کرد. شبها در شهر و بیرون مدینه می گشت و از هر چه می رفت آگاهی می یافت. در قحطی‌ای که در سال پنجم خلافتش اعراب را به خوردن مردار و استخوان و راسو و سوسمار و گربه انداخت، خود با آن که تهیدست نبود گرسنگی می کشید. حتی به تن خود برای بینوایان مدینه خوردنی می برد. گاه انبان خوردنی – آرد و روغن – را به دوش می کشید و تا به بیرون شهر می برد. در همه مدت خشکسالی زن و فرزند خویش را نیز در سختی می داشت و نمی گذاشت درحالی که مسلمانان دیگر گرسنه اند آنها غذای خوب بخورند. خودش هم غالبا گرسنه می ماند و گاه شکمش از گرسنگی صدا می کرد. در تمام عهد خلافت خویش در کارعاملان و حکام نهایت دقت می ورزید. هر کس از ولایات می آمد و از دست عاملی شکایت داشت وی آن عامل را می خواست و او را با آن کس که از وی شکایت داشت می نشاند و رسیدگی می کرد، اگر حق با شکایتگر بود بی هیچ ملاحظه یی داد او رامی داد و حق او را از ظالم می گرفت. با چنین قدرت و غلبه‌ای که داشت دلش نمی خواست در ردیف فرمانروایان به شمار آید. می خواست سیرت پیغمبر را بورزد و خلیفه پیغمبر باشد. می گویند وقتی از سلمان فارسی پرسید که من خلیفه ام یا پادشاه؟ سلمان گفت: اگر یک درهم از آنچه به مردم تعلق دارد، برگیری و در آنچه جای آن نیست به کار بری، پادشاهی نه خلیفه. عمر ازین سخن بگریست؛ زیرا آرزویش آن بودکه خلیفه باشد و گویی پادشاهی را نه سزای خویش می دید.

دکتر عبدالحسین‌ زرین‌کوب (بامداد اسلام)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ـ تفصیل اخبار اهل رده، در کتب تواریخ، غالبا ماخوذ است از روایات وثیمه، که هونرباخ متفرقات آن را از کتاب الاصابة ابن حجر جمع کرده است، با ملاحظات مفید در باب اهل رده: Dr. H. W. Hoenerbach, |Watima|s Kitab ar Ridda aus IbnHagar|s Isaba, Wiesbaden,1951.

2ـ این سختگیری حضرت عمر رضی الله عنه به خاطر شدت احتیاط در امور دینی بود که نویسنده‌ی محترم از آن به افراط تعبیر کرده است؛ حالانکه فاروق اعظم عادل و به دور از هر گونه افراط و تفریط بود. (س.آ)



  • تاریخ ارسال : دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت: 13:35
  • نویسنده :

نظرات()

مطالب مرتبط


بخش نظرات این مطلب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود کاربران

    ورود کاربران

    عضويت سريع

    عضويت سريع

      نام کاربری :
      رمز عبور :
      تکرار رمز :
      ایمیل :
      نام اصلی :
      کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
      آمار

      آمار

        آمار مطالب آمار مطالب
        کل مطالب کل مطالب : 62
        کل نظرات کل نظرات : 12
        آمار کاربران آمار کاربران
        افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
        تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

        آمار بازدیدآمار بازدید
        بازدید امروز بازدید امروز : 45
        بازدید دیروز بازدید دیروز : 4
        ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
        ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
        آي پي امروز آي پي امروز : 1
        آي پي ديروز آي پي ديروز : 3
        بازدید هفته بازدید هفته : 66
        بازدید ماه بازدید ماه : 97
        بازدید سال بازدید سال : 513
        بازدید کلی بازدید کلی : 10,443

        اطلاعات شما اطلاعات شما
        آی پی آی پی : 54.167.15.6
        مرورگر مرورگر :
        سیستم عامل سیستم عامل :
        تاریخ امروز امروز : یکشنبه 25 آذر 1397
        نظرسنجي

        نظرسنجي

          چه نظری درباره وب سایت دارید





          کلیه ی حقوق مادی و معنوی سایت مربوط به حوزه علمیه تعلیم القرآن صالح آباد بوده و کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد.
          قالب طراحی شده توسط: تک دیزاین و سئو و ترجمه شده و انتشار توسط: قالب گراف